مهارت های کسب شده
خوشمل من چند وقتی هست داری سعی میکنی خودتو رو به جلو هل بدی هرچی هم بهت میگم دختر خوب چرا این همه عجله هنوز وقت داری واسه این کارا گوش که نمیدی گهگاهی هم تلاشت به سرانجام میرسه بعدشم سعی داری چیزای دورو برتو بگیری این تلاشت هنوز ناکام مونده ولی بازم سعی میکنی فعلا تا اینجا پیشرفتی که اول به شکم میغلتی بعد با هر زوری شده خودت رو هل میدی و روی شکل مورد نظر میکوبی اما همه ی اینها به کنار تو انگشت مکیدن حرفه ای هستی اساسی بعد از جنگهای مکرری که داشتی با انگشتات بالاخره این مشکل رو 2 ماهی هست حل کردی و تا انگشتتو نمکی شبا نمیخوابی و اندر احوالات خوابتم بگم اصولا هیچ جوره حاضر نیستی به پشت بخوابی و دایم روی شکمت میخوابی اونم با ژستای مختلف و خدا ن...
نویسنده :
مامانی
1:09
اولین عزاداری فاطمه خانم
سلام خوشمل مامانی عزیزکم مامان تنبلو ببخش که اصلا سر وقت خاطره هاتو نمینویسه چه کارکنه تنبل دیگه بذار برات بگم از دیروز.دیروزم یه روز بود مث بقیه روزای خدا عصر دیروز یکی از دوستای من تماس گرفت گفت من دارم میام پیشت ما هم گفتیم قدمت سر چشم خلاصه اومد و لطف کرده بود کادوی تولدت رو اورده بود مامان جان این همه تعجب نداره خب دیگه دوستای مامانم مث خودش تنبلن دیگه اومدن و یکمی پیش ما موندن بعد مامانی ما اومد گفت بعد نماز میریم روضه بمناسبت شهادت حضرت فاطمه ما هم خانم کوچولو رو خوشگلش کردیم یه هد سیاهم واسه عزا گذاشتیم سرش و رفتیم حالا اینکه از مراسم چیزی حالیت شد یا نه نمیدونم اما کلی خندیدی کیف کرده بودی هی دورو برتو نیگا میکردی پر لا...
نویسنده :
مامانی
0:55



